-
۱۳۹۱/۶/۱۰, ۰۷:۱۵ بعد از ظهر #1
عضو كوشا
تفاوت حضرت عيسى(عليه السلام) در قرآن و انجیل چیه؟
اولین تفاوت:نحوه تولد
تصویری که اناجیل به ما میدهند با تصویری که قرآن به ما میدهد متفاوت است، داستان انجیل اینگونه است که
«حضرت مریم به همراه شوهر یا نامزدش یوسف نجار برای شرکت در سرشماری به جنوب فلسطین یعنی بیت اللحم میروند؛ در بیت اللحم بخاطر شلوغی جایی را پیدا نمیکنند و مجبور میشوند در یک آغولی شب را به صبح برسانند که در همان شب، عیسی به دنیا میآید، یعنی محل تولد ایشان آغول گوسفندان و جایی بوده است که حیوانات را نگه میداشتند و دو نفر هم حضور داشتهاند؛ یکی یوسف نجار و دیگری مریم[۱]؛
در حالی که قرآن محل تولد را مکان شرقی معرفی میکند «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا» [۲].- (ای رسول خدا) در این کتاب – قرآن– از مریم یاد کن، آن هنگام که از خانواده اش جدا شد و درناحیه شرقی قرارگرفت.
او می خواست مکانی خلوت و فارغ از دغدغه پیدا کند که به راز و نیاز با خدای خود بپردازد و چیزی او را از یاد محبوب غافل نکند، به همین دلیل طرف شرقی بیت المقدس را برگزید.
کسی هم همراه مریم نبوده است و نگاه قرآن به مکان تولد و وقایع میلاد آن حضرت با کمال احترام و حفظ حرمت پیامبر الهی است در حالی که در انجیل تحریف شده، این وقایع به صورتی نقل شده که از ساحت مقدس انبیای الهی به دور است.
۱) ر. ک: انجیل متا، باب ۱، آیه ۱۸
۲) - مریم: ۱۶
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
-
-
۱۳۹۱/۶/۱۰ ۰۷:۱۵ بعد از ظهر
انجمن ایده ها
لیست موضوعات تصادفی این انجمن
-
۱۳۹۱/۶/۲۷, ۰۶:۵۸ بعد از ظهر #2
عضو آشنا
با سلام.
اینها که شما می فرمایید، بیشتر بهانه هستند، تا نقد.
حرف حساب بزنید. اوّل یک دین را درست و دقیق بشناسید، و بعد به فکر نقد و بررسی آن بیفتید.
-
-
۱۳۹۱/۶/۲۸, ۰۱:۱۸ قبل از ظهر #3
عضو كوشا

نوشته اصلی توسط
בְּחִירִי
با سلام.
اینها که شما می فرمایید، بیشتر بهانه هستند، تا نقد.
حرف حساب بزنید. اوّل یک دین را درست و دقیق بشناسید، و بعد به فکر نقد و بررسی آن بیفتید.
آخه عزیز چه ربطی داره به مطلب من؟؟؟!!!من از کجا باید ثابت کنم که مسیحیت رو شناختم یانه؟نمیدونم از نظر شما باید چند سال درس خوند تا مسیحیت رو شناخت!!! به هر حال حقیرچند سالی ادیان خوندم و تدریس کردم ولی باز هم شما ببخشید.
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
-
-
۱۳۹۱/۶/۲۸, ۰۷:۰۶ بعد از ظهر #4
عضو آشنا
بله از استدلالاتتان معلوم است که چقدر تدریس می کنید. اتفاقاً من درس مسیحیت، دانشجویان ادیان را دیده ام، مجموعه ای درسهای بی نتیجه و الکی! آخر سر هم دانشجو اگر خیلی زرنگ باشد، سطح سوادش در حدّ کتاب انیس الاعلام(که ترجمه ای از اظهار الحق و چند کتاب دیگر است ولی نویسنده ادّعا می کند که نوشتجات خودش است!) باقی می ماند.
اساساً باید توجه داشت که داستان قرآن و داستان اناجیل، در مورد ولادت مسیح، هیچ تناقضی ندارد(البته اگر بدانیم تناقض چیست!) ثانیاً ولادت یک فرد در یک آخور هم توهین به او نیست. ثالثاً مسیحیان خیلی خوب از این مسئله به نفع خویش استفاده می کنند: اگر انجیل قصد بزرگنمایی از عیسی را داشت، مثل داستان ولادت علی در دین شما، ادّعاهای عجیب و غریب می کرد.
در واقع نقد شما به غیر از بی اساس بودن(مگر بهتر بودن یک دین، به شکوهمندتر بودن داستان انبیاء در آن دین است؟)، مثل یک تف سر بالا، شبهاتی را نیز علیه اسلام ایجاد خواهد کرد.
ویرایش توسط בְּחִירִי : ۱۳۹۱/۶/۳۱ در ساعت ۱۱:۲۵ قبل از ظهر
-
-
۱۳۹۱/۶/۳۰, ۱۱:۲۱ بعد از ظهر #5
عضو كوشا

نوشته اصلی توسط
בְּחִירִי
... اتفاقاً من درس مسیحیت، دانشجویان ادیان را دیده ام، مجموعه ای درسهای بی نتیجه و الکی! آخر سر هم دانشجو اگر خیلی زرنگ باشد، سطح سوادش در حدّ کتاب انیس الاعلام(که ترجمه ای از اظهار الحق و چند کتاب دیگر است ولی نویسنده ادّعا می کند که نوشتجات خودش است!) باقی می ماند.
ایشان با بیمهری تمام عالم بزرگوار «محمد صادق فخر الاسلام» مولف کتاب گرانقدر «انیس الاعلام فی نصرة الاسلام» را متهم به دغل کاری کرده و اینکه ظاهرا این عالم بزرگ حق کپی رایت را رعایت نکرده است؟!!!
و از همه جالبتر اینکه این کتاب را ترجمه اظهار الحق مرحوم رحمت الله هندى میدانند.
(برای دانلود کتاب اظهار الحق کلیک نمایید) 1- در مورد ارزش کتاب :
1-1عنایت "حاج آقا رحیم ارباب" به این کتاب و نوشتن مقدمه بر آن
1-2 تجلیل عارف صمدانی "ملا محمد کاشانی" در وصف مرحوم فخر الاسلام بعد از مطالعه کتاب انیس الاعلام که فرمودند: این مرد «حجة الاسلام» است.1
خود بهترین گواه بر برخی یاوه گویی هاست؟!! (خوانندگان اهل تحقیق می توانند تمامی مجلدات این کتاب ارزشمند را از اینجا و یا از لینکهای زیر دانلود نمایید و خود قضاوت نمایند - البته چون اسکن از صفحات کتاب است یه خورده حجم اونها زیاده ولی ارزش دانلود رو داره ) جلــد اول [کلیاتی درباره مسیحیت و ساختارهای آن]
جلـد دوم [عهدین (تورات و انجیل) و نقایص بیشمار آنها]
جلد ســــوم [تحریفات فراوان در عهدین (تورات و انجیل)]
جلد پـــنـجـم [بشارتهای متعدد عهدین (تورات و انجیل)]
۱-انیس الاعلام ج۱، ص۱۳ (چاپ رحلی).
ویرایش توسط mousavi253 : ۱۳۹۱/۶/۳۰ در ساعت ۱۱:۴۹ بعد از ظهر
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
-
-
۱۳۹۱/۶/۳۰, ۱۱:۴۸ بعد از ظهر #6
عضو كوشا

نوشته اصلی توسط
בְּחִירִי
... اتفاقاً من درس مسیحیت، دانشجویان ادیان را دیده ام، مجموعه ای درسهای بی نتیجه و الکی! آخر سر هم دانشجو اگر خیلی زرنگ باشد، سطح سوادش در حدّ کتاب انیس الاعلام(که ترجمه ای از اظهار الحق و چند کتاب دیگر است ولی نویسنده ادّعا می کند که نوشتجات خودش است!) باقی می ماند.
2-اما درباره اینکه این کتاب، ترجمه "احقاق الحق" است احتمالا ایشان اسم کتاب را اشتباه نوشتهاند و منظورشان کتاب «میزان الحق» فندر (پفاندر) میباشد. که باز هم دوست عزیز ما دقت نکردهاند که اگر شبهات این کتاب ذکر شده برای پاسخگویی به آنها بوده نه کپی برداری.!
فکر میکنم کلام جناب فخر الاسلام در مورد انگیزه تألیف این کتاب حود بهترین دلیل است برای اهل انصاف:
«در این بین بعضی رسالهها و کتابهای فرقههای پروتستان که بنابر توهم فاسد خودشان، رد بر اسلام نوشته بودند، به این حقیر رسید مانند: میزان الحق، تحقیق الدین الحق، دافع البهتان، دلائل اثبات رسالت المسیح، دلایل النبوه، رد اللغو، طریق الحیوه، حل الاشکال، مفتاح الاسرار و غیر اینها از رسالهها و کتابهای ایشان. بعد از تأمل و تعمق در آنها دیدم، زیاد از حد، بیانصافی و بیعدالتی نمودهاند و شبهات را به صورت دلایل نوشتهاند و از حد خود تجاوز کردهاند و این شبههها را با زبانهای مختلف، طبع نموده و منتشر کردهاند» [2]
بعد از آن میگوید: از این رو اقدام به تألیف این کتاب کردم.
۲-انیس الاعلام ج۱، ص۱۱ (چاپ رحلی).
ویرایش توسط مدیر انجمن مکاتب و مذاهب : ۱۳۹۱/۶/۳۱ در ساعت ۰۳:۰۰ بعد از ظهر
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
-
-
۱۳۹۱/۶/۳۱, ۱۲:۰۶ قبل از ظهر #7
عضو آشنا

نوشته اصلی توسط
mousavi253
ایشان با بیمهری تمام عالم بزرگوار «محمد صادق فخر الاسلام» مولف کتاب گرانقدر «انیس الاعلام فی نصرة الاسلام» را متهم به دغل کاری کرده و اینکه ظاهرا این عالم بزرگ حق کپی رایت را رعایت نکرده است؟!!! ...
آری مگر کم هستند مسیحیانی که به دروغ خویش را آخوند سابق شیعه معرفی می کنند؟ این همه تعصب کور برای چیست؟!
تأیید افراد ناآشنا که کتابهای اصلی که صادق فخر السلام که نوشتجاتش و حتی داستان مسلمان شدنش را از روی آنها کپی زده است، ندیده اند و نخوانده اند، اهمیتی ندارد. مهم نظر متخصصان است.
هر کس با مباحث مسیحیت آشنا باشد، نام آقای حسین توفیقی را شنیده است و البته باید با مجلۀ وزین هفت آسمان در زمینۀ ادیان نیز آشنا باشد. ...
در زیر نوشتجات حضرت استاد، حسین توفیقی، را با تلخیص به خاطر محدودیت کاراکترهای سایت، در مورد فخر السلام می خوانید:
فخرالاسلام / حسين توفيقى
هفت آسمان/شماره نوزدهم پاییز 1382
مرحوم محمدصادق فخر الاسلام(ره) يكى از پژوهشگرانى است كه به مطالعات تطبيقى اسلام و مسيحيت پرداخته است. دو ويژگى مهم ايشان را نامبردار ساخته است:
1. ترك آيين موروثىِ مسيحيت و تشرف به دين مبين اسلام;
2. دفاع از ساحت مقدس پيامبر عالى قدر اسلام(ص) و قرآن مجيد در برابر حمله هاى بى امان مبلغان مسيحى قرن نوزدهم.
مقاله حاضر جوانب مختلف هر يك از اين دو ويژگى را بررسى مى كند.
1. تغيير كيش
كسانى كه به دين جديدى جذب مى شوند، معمولا نمى توانند علت اصلى جذبشان را بيان كنند. دوستان فرد نوكيش علاقه مندند بدانند كه چه چيزى از دين جديد در جذب وى مؤثر بوده است، اما بيشتر نوكيشان به سبب نداشتن آگاهى لازم از دين مبدأ و دين مقصد و عجز از مقايسه آنها، پاسخ مناسبى براى اين پرسش ندارند.
البته همان طور كه دينداران براى بقا بر دين موروثى خود دلايلى دارند، نوكيشان نيز براى انتخاب دين جديد دلايلى فراهم مى كنند. يكى مى گويد: «دين قبلى من خرافى بود، ولى دينى كه اكنون انتخاب كرده ام، معقول است.» ديگرى در اين مقام، خوابى را كه هرگز نديده است، با آب و تاب نقل مى كند. كسانى هم با پرسيدن امتيازات دين جديد از متخصصان، پاسخ خود را آماده مى كنند.
مرحوم فخرالاسلام براى حل اين مشكل، داستان اسلام آوردن خود را از مقدمه كتاب تحفة الاريب فى الرد على اهل الصليب، تأليف عبداللّه الترجمان الميورقى (كه در تونس از مسيحيت به اسلام مشرف شد و در سال 823ق درگذشت) اقتباس و ترجمه كرده و در مقدمه كتاب انيس الاعلام جاى داده است. نسخه هاى خطى و چاپى فراوانى از كتاب تحفة الاريب در كتابخانه هاى جهان وجود دارد و از جمله، چند نسخه خطى قديمى آن در كتابخانه بزرگ حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى(ره) نگهدارى مى شود. ترجمه فارسى كتاب نيز چند بار با نام مؤلف اصلى و يك بار هم با نام مرحوم فخرالاسلام چاپ و منتشر شده است.[2]
مرحوم محمد صدر هاشمى درباره آن جناب مى نويسد:
ملا صادق ملقب به فخرالاسلام اصلا از آسورى هاى اروميه، ولى در آمريكا زاييده شده و سپس مسلمان گرديده و به طهران آمده و به همين سبب او را جديدالاسلام لقب دادند. وى در آغاز مشروطيت از پيروان مرحوم طباطبائى بود و به دستور او با كشيشان به مباحثات مذهبى مى پرداخت و اين گفتوگوها را در روزنامه اش به چاپ مى رسانيد. در شماره 19 سال هشتم روزنامه حبل المتين مورخ 28 شوال 1318ق راجع به فخرالاسلام اين طور مى نويسد: «جناب مستطاب آقاى فخرالاسلام كه در سوابق ايام در ميان طايفه نصارى از قسيسين عظام و كشيشان والامقام بود، به هدايت ملك علام قريب به 25 عام است در شرف اسلام درآمده اند. شرح حال خود را در صدر كتاب انيس الاعلام فى نصرة الاسلام مسطور داشته اند. بعد از هدايت مدتى در عجم به تحصيل علوم اهل اسلام اشتغال ورزيد و بعد از آن به عتبات عاليات عازم در آنجا زحمات كشيد و تحصيل علوم اهل تحصيل نمود تا به رتبه اجتهاد رسيد از علماى آن حدود اجازه اجتهاد دريافت كرد و به طرف عجم قرار معاودت نهاد. بعد از زيارت حضرت ثامن الائمه(ع) به طهران رسيد و به امر شاه شهيد به تصنيفات مشغول گرديد. تا كنون كتب متعدده مرتب ساخته كه در حقيقت لواى اسلام را برافراخته و برق كفر را برانداخته است. كتاب انيس الاعلام فى نصرة الاسلام كه از جمله مصنفات ايشان است، دو جلد مى باشد. جلد اول آن قريب سه سال است طبع و منتشر شده و جلد دوم آن را جناب ركن الملك دستور طبع آن را داده اند.[4]
مرحوم خانبابا مشار شرح حال وى را چنين آورده است:
محمد صادق فخرالاسلام ابتدا در كيش سريانى بود. پدرش در اروميه مى زيسته و چون در اروميه طايفه نصارى كليسا و مدرسه داشتند، او در مدرسه آنجا به تحصيل مشغول شد تا به درجه كشيشى رسيد. سپس از آن دين برگشته، دين اسلام اختيار نمود و مشغول تحصيل علوم اسلامى گرديد. پس از مدتى تحصيل نزد علماى ايران به نجف مهاجرت كرد و مدت شانزده سال به تحصيلات خود ادامه داد تا از علماى اعلام اجازه اجتهاد گرفت و در سنه 1305ق به تهران آمده، به حضور ناصرالدين شاه رسيد و شاه علت مسلمان شدن او را پرسش نمود; ادله حقه بيان نمود. بعد به تأليف كتب در حقّيت اسلام و افضليت آن بر اديان عالم مأمور شد و كتب فراوان در السنه مختلفه فارسى و عربى و انگليسى و فرانسه و سريانى نگاشته است. دست در منبر هم داشت و مقدمه منبر خود را از تورات و انجيل به زبان عبرى و سريانى قرار مى داد. به دستور سيد محمد طباطبائى مجتهد در تأسيس مدرسه اسلامى در تهران دخيل بود و در اواخر عمر به نشر روزنامه نيز پرداخت. فاضل شرابيانى در روزنامه ايران مورخه شوال 1318ق تأكيد مى كند كه دولت و ملت بايد مؤلفات فخرالاسلام را كه از بهترين تأليفات در رد نصارى است، چاپ كنند.[5]
مصحح كتاب انيس الاعلام مى نويسد:
نويسنده كتاب در يك خانواده مسيحى ساكن كليساكندى رضائيه[7]
درباره اظهارات بالا تذكر چند نكته ضرورى است:
1. خود جناب فخرالاسلام مى گويد كه در اروميه متولد شده است، پس نمى تواند در آمريكا به دنيا آمده باشد.
2. خود آن جناب مى گويد كه علوم دينى مسيحيت را در اروميه آموخته است، پس تحصيل او در واتيكان صحت ندارد.
3. خود آن جناب مى گويد كه در هجده سالگى مسيحيت را ترك كرده و بى درنگ به تحصيل علوم اسلامى پرداخته است; پس وى نمى تواند يك عالم بزرگ مسيحى باشد.
2. دفاع از اسلام
در مورد كتاب انيس الاعلام آن جناب بايد توجه داشت كه تقريباً همه مباحث مربوط به مسيحيت در اين اثر از كتاب نفيس اظهارالحق نوشته علامه رحمت اللّه هندى اقتباس شده است. اظهارالحق (به شهادت چند مورد از خود كتاب)[10]در سال 1312ق به زبان فارسى تأليف شده و مجلدات آن از سال 1315ق به بعد چندين بار به طبع رسيده است.
علامه رحمت اللّه هندى مى گويد كه به سبب تسلط انگليسى ها بر هندوستان به منابع فراوانى از مسيحيت دست يافته و از آنها در تأليف اظهارالحق سود جسته است.[11]
البته مرحوم فخرالاسلام براى تأليف انيس الاعلام از منابع فراوان ديگرى نيز بهره برده و درجه انتحال كتاب او از آثار زير به مراتب كمتر است:
1. تفسير گازر كه همان تفسير ابوالفتوح رازى است با اندكى تلخيص.
2. ربيع الشيعة منسوب به مرحوم سيد ابن طاووس(ره) كه همان اِعلام الورى تأليف مرحوم طبرسى(ره) است و كسانى نام سيد را به اشتباه يا از روى غرض در مقدمه آن گنجانده اند.
3. عوالم العلوم از مرحوم شيخ عبداللّه بحرانى(ره) كه همان بحار الانوار تأليف مرحوم علامه مجلسى(ره) است با ترتيبى تازه.
4. تحفه اثناعشريه از شاه عبدالعزيز دهلوى كه ترجمه و نگارش الصواقع الموبقة تأليف نصراللّه كابلى است.
5. سير حكمت در اروپا از محمد على فروغى كه ترجمه و نگارش تاريخ فلسفه، تأليف فوئيله (Fouillet) است.
6. قصص قرآن از صدرالدين بلاغى كه از روى كتاب قصص القرآن، تأليف احمد جادالمولى و ديگران ترجمه شده است.
عمده ابتكارهاى مرحوم فخرالاسلام در كتاب انيس الاعلام به قرار زير است:
1. ترجمه دقيق متن اظهارالحق: اغلاط، اختلافات، تحريفات و بشارات عهدين و...;
2. جابه جا كردن فصول متن اصلى به سليقه خود;
3. افزودن يا كاستن مطالبى در ضمن مباحث و فصول مستقل;
4. دادن صبغه شيعى به كتاب;[12]
5. حذف يا تغيير برخى از شواهد دال بر مؤلف اصلى;[13]
6. اضافه كردن ترجمه سريانى آيات كتاب مقدس، به ويژه عهد جديد، طبق تصور مسلمانان كه زبان انجيل را سريانى مى دانسته اند و نقل بخش هايى از كتِكيزم سريانى (قتقيسموس) با ترجمه.
لازم است يادآورى شود كه خطاهاى اندكى از اظهارالحق به انيس الاعلام سرايت كرده است، مانند تعبير «اتهيوبك» (به جاى «حبشى» Ethiopic در اظهارالحق، ص528 و 578 و انيس الاعلام، ج3، ص90 و 130) و تعبير «ممانى ديز» (به جاى «ابن ميمون» Maimonidesدر اظهارالحق، ص591 و انيس الاعلام، ج3، ص153). خود فخرالاسلام نيز سهوهايى داشته است، مانند ترجمه «توراة السبعين» (در اظهارالحق، ص398) به «هفتاد تورات» (در انيس الاعلام، ج2، ص309).[15]
پی نوشت:
[2]. فهرست كتاب هاى چاپى فارسى، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1352، ص796 و 856; رك: انيس الاعلام، تهران، كتابفروشى مرتضوى، 1364ش، ج2، ص د; قس: ج8، ص166.
[4]. تاريخ جرايد و مجلات ايران، اصفهان، انتشارات كمال، 1363، ج2، ص113ـ114.
[5]. رك: انيس الاعلام، ج2، صج.
[6]. اروميه در فاصله سال هاى 1314ـ1357ش «رضائيه» ناميده مى شد. ضمناً تعبير «كليساى اروميه» در سخن فخرالاسلام به معناى «جامعه مسيحى اروميه» است و لزوماً به روستاى «كليساكندى» در آذربايجان غربى اشاره نمى كند.
[7]. انيس الاعلام، ج1، صج.
[9]. رك: اظهارالحق، القاهرة، دارالحديث، 1413، ص820، 830 و 915.
[10]. رك: انيس الاعلام، ج6، ص276 و 298 و ج3، ص167 (به ترتيب موارد مذكور در پاورقى قبل).
[11]. «و هذه الكتب في بلاد تسلط عليها الانجليز كثيرة الوجود، فمن شك فليطابق النقل بأصله» اظهارالحق، ص12.
[12]. تا آنجا كه داستانى مربوط به حسين بن على واقدى (اظهارالحق، ص783ـ784) به يكى از ائمه(ع) نسبت داده شده است (انيس الاعلام، ج6، ص234; قس: بحار الانوار، چاپ تهران، ج65، ص123).
[13]. براى مثال رك: اظهارالحق، ص331، 498 و 598; و معادل آنها در انيس الاعلام، ج2، ص187; ج3، ص61 و 168.
[15]. مصحح چاپ هشت جلدى انيس الاعلام نيز با اينكه از منابع فراوانى بهره برده، متأسفانه از اظهارالحق بى خبر بوده و در فهرست منابع خود به آن اشاره نكرده است. اين مسئله بر ويرايش كتاب تأثير نامطلوب گذاشته است.
ویرایش توسط مدیر انجمن مکاتب و مذاهب : ۱۳۹۱/۶/۳۱ در ساعت ۱۱:۳۸ قبل از ظهر
-
-
۱۳۹۱/۶/۳۱, ۱۲:۱۶ قبل از ظهر #8
عضو كوشا

نوشته اصلی توسط
בְּחִירִי
این نقدهای شما، اگر هزار سال هم درس خوانده باشید، بی پایه و اساس و بی ربط هستند. اگر به درس خواندن است، شما کجا و کسانی که درس کشیشی خوانده اند کجا.....
در واقع نقد شما به غیر از بی اساس بودن....
3- برادر من! اگه میخوای چیزی رو نقد کنی اول درست دقت کن طرف مقابل چی نوشته بعد نقد کن نه اینکه مغالطه پهلوان پنبه رو بکار ببرید.
شما اصلا عنوان پست منو دیدی؟
عنوان پست اینه:تفاوت حضرت عيسى(عليه السلام) در قرآن و انجیل چیه؟
این چه ربطی به نقد داره؟من در این پست چی رو داشتم نقد میکردم.
به این میگن فرق نه نقد.من گفتم چه فرقی دارند نه اینکه نقد کرده باشم؛
ویرایش توسط مدیر انجمن مکاتب و مذاهب : ۱۳۹۱/۶/۳۱ در ساعت ۰۳:۰۲ بعد از ظهر
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
-
-
۱۳۹۱/۶/۳۱, ۱۲:۳۲ قبل از ظهر #9
عضو كوشا

نوشته اصلی توسط
בְּחִירִי
اساساً باید توجه داشت که داستان قرآن و داستان اناجیل، در مورد ولادت مسیح، هیچ تناقضی ندارد(البته اگر بدانیم تناقض چیست!)...
جناب ؛واقعا داستان قرآن و داستان اناجیل، در مورد ولادت مسیح، هیچ فرقی با هم نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(فرق نه تناقض!!)
من فقط یک موردش رو نقل کردم و اگه عمری باقی بود بقیه رو هم میارم ولی ای کاش شما هم ادلتون رو ارائه میکردید تا این کمترین ادله شما رو ببینم؟!!!
ویرایش توسط مدیر انجمن مکاتب و مذاهب : ۱۳۹۱/۶/۳۱ در ساعت ۰۳:۰۲ بعد از ظهر
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
-
-
۱۳۹۱/۶/۳۱, ۱۲:۳۳ قبل از ظهر #10
عضو آشنا

نوشته اصلی توسط
mousavi253
2-اما درباره اینکه این کتاب، ترجمه "احقاق الحق" است احتمالا ایشان اسم کتاب را اشتباه نوشتهاند و منظورشان کتاب «میزان الحق» فندر (پفاندر) میباشد. که باز هم دوست عزیز ما دقت نکردهاند که اگر شبهات این کتاب ذکر شده برای پاسخگویی به آنها بوده نه کپی برداری.!
فکر میکنم کلام جناب فخر الاسلام در مورد انگیزه تألیف این کتاب خود بهترین دلیل است برای اهل انصاف:
«در این بین بعضی رسالهها و کتابهای فرقههای پروتستان که بنابر توهم فاسد خودشان، رد بر اسلام نوشته بودند، به این حقیر رسید مانند: میزان الحق، تحقیق الدین الحق، دافع البهتان، دلائل اثبات رسالت المسیح، دلایل النبوه، رد اللغو، طریق الحیوه، حل الاشکال، مفتاح الاسرار و غیر اینها از رسالهها و کتابهای ایشان. بعد از تأمل و تعمق در آنها دیدم، زیاد از حد، بیانصافی و بیعدالتی نمودهاند و شبهات را به صورت دلایل نوشتهاند و از حد خود تجاوز کردهاند و این شبههها را با زبانهای مختلف، طبع نموده و منتشر کردهاند» [2]
بعد از آن میگوید: از این رو اقدام به تألیف این کتاب کردم.
۲-انیس الاعلام ج۱، ص۱۱ (چاپ رحلی).
خیر! نام کتاب را درست گفتیم، هم اشتباه خواندید و هم اشتباه برداشت کردید! ما نوشته بودیم: اظهار الحق! ما از احقاق الحق و میزان الحق سخنی به میان نیاوردیم!! این کتاب، تألیف مرحوم رحمت الله هندی است، که منبع اصلی کتاب انیس الاعلام و کپی برداریهای حضرت علامه فخر الاسلام می باشد! در نمایشگاه کتاب آنرا می فروختند. از آنجا که حقوق استادی دانشگاه(به خصوص اگر استادش قلابی باشد) کفاف خرید این کتاب را نمی دهد، بنده پیشنهاد می کنم، کتاب را از لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
إظهار الحق(برای خواندن کتاب روی آن کلیک کنید.)
یک مقایسۀ ساده بین متن و انیس الاعلام، نشان می دهد که کلّ متن از ابتدای جلد دوم(آغاز بررسی کتاب مقدّس) تا انتهای جلد ششم(پاسخها به شبهات) همه و همه از همین اظهار الحق برداشته شده اند. سایر بخشها هم در توضیحات جناب استاد حسین توفیقی بیان گردیده اند که از کجا آمده اند!
لازم به ذکر است، که مرحوم علامه رحمت الله هندی تاریخ ختم اظهار الحق را سال 1280 دانسته اند، در حالی که حضرت آقای علامه فخر الاسلام، در برهان المسلمین(چاپ 1312) در صفحه 62، از مخاطبین، در جهت چاپ انیس الاعلام، درخواست کمک می کند، که مشخص است که هنوز هم انیس الاعلام را به چاپ نرسانده است و در انتهای صفحه 63 هم ادعا می کند که بیست سال پیش «با اشارۀ غیبی و توفیق لاریبی» مسلمان شده است.(عکس این دو صفحه را خواستم آپلود کنم، ولی سایت قبول نمی کند) پس حضرت آقا، در زمان تمام شدن اظهار الحق، هنوز مسیحی تشریف داشته اند و حدوداً دوازده سال بعد از اتمام اظهار الحق، مسلمان گشته اند!!
ویرایش توسط مدیر انجمن مکاتب و مذاهب : ۱۳۹۱/۶/۳۱ در ساعت ۰۳:۱۲ بعد از ظهر
-